سيد علي اكبر قرشي
7
قاموس قرآن ( فارسي )
اسلام باشد ولى نگارنده باحتمال خويش دلگرم هستم . در صافى از كمال الدين از امام صادق عليه السّلام نقل شده مراد از عصر ، عصر ظهور المهدى عليه السّلام است . شايد روايت از باب تطبيق باشد و اللَّه العالم . عصف : شدت . برگ . كاه . * ( جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ ) * يونس : 22 . آمد به آن بادى تند * ( أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِه الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ ) * ابراهيم : 18 . اعمال كافران همچون خاكسترى است كه باد بر آن در روز طوفانى بشدت و زيده . * ( الرِّيحَ عاصِفَةً ) * يعنى باد طوفانى . * ( فِيها فاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذاتُ الأَكْمامِ . ) * * ( وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحانُ ) * رحمن : 11 و 12 . عصف را در آيه برگ ، كاه و علف حبوبات گفتهاند . الميزان آن را غلاف حبوبات از قبيل غلاف عدس و لوبيا و غيره گفته است . قول الميزان از همه بهتر و درستتر است زيرا * ( « ذُو الْعَصْفِ » ) * مقابل * ( « ذاتُ الأَكْمامِ » ) * است كه دربارهء نخل آمده همانطور كه از اكمام غلاف خرما مراد است از ذو العصف نيز غلاف حبوبات مراد است در صحاح و قاموس در معنى * ( فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ » ) * گفته شده « كَوَرَقٍ اكِلَ حَبُّه وَبَقِىَ تِنْبُه » مانند برگيكه دانه اش خورده شده و كاهش باقى مانده است . على هذا مراد از عصف در آيه غلاف دانه هاست و چون آنها بالاخره كاه خواهند شد بر آنها عصف اطلاق شده است و چون ذو العصف از صفات مخصوصهء حبّ است لذا نميشود آن را برگ معنى كرد . * ( فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ) * فيل : 5 . اگر مأكول بمعنى جويده شده باشد مثل * ( ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِه إِلَّا دَابَّةُ الأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَه ) * سباء : 14 . كه ظاهرا بمعنى جويدن است ، معنى آنست كه خدا ياران فيل را مانند برگ و كاه جويده گردانيد و گرنه بايد عصف مأكول را همانطور كه از صحاح و قاموس نقل شد بمعنى غلافيكه مغزش خورده شده و پوستش مانده است